info
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
کد خبر: 20176
دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳ | ۰۱:۴۴ ق.ظ
نماینده ادوار صومعه‌سرا
الان در شهر صومعه‌سرا ماهیانه میلیاردها تومان پول می گیرند اما هیچ کاری انجام نمی دهند
ranjbar1
محمدتقی رنجبر گفت: من هرگز همین آبروی کمی را که جمع کرده ام صرف این نمی کنم که پشت حمایت چهار تا آدمی قرار بگیرم که از عملکردشان هیچ اعتماد و اطمینانی ندارم؛بعد فردای پس از انتخابات مردم لعنت بفرستند که فلانی که خودش تجربه داشت چرا راهنمایی غلط کرد و آدرس اشتباه نشان داد.

خبرگزاری گیلان: به نقل از هفته نامه سپهر گیلان، در این یکی دو دهه اخیر باب شده که مردان سیاسی کشور بخصوص در حیطه نامزدها و نمایندگان مجلس شورای اسلامی در بحبوحه رقابتهای انتخاباتی هم مرد حرف های بزرگ و شعارهای رنگی می شوند و هم مرد وعده هایی که هرگز محقق نمی گردند، آنها در ایام انتخابات مهربان و خوش لبخند می شوند و گوشی های موبایل خود را به روی خلق الله دو دو تا باز نگه می دارند اما همین اینکه خرشان از پل افتخار رد شد و به بهشت مجلس رسید بقول گفتنی بصورت خودجوش صد و هشتاد درجه تغییر می کنند و «اوفوا بالعقود» پروردگار را با بد عهدی شیطان معاوضه می کنند و همه این بد عهدیها را در عهده کس یا چیز دیگری می اندازند.

در این میان بعضی از مردان همین عرصه هستند که علیرغم اینکه ریش سفید مردان مجلسی محسوب می شوند اما خاصیت ماندگاری نامشان شاید بدان واسطه است که در خانه کلنگی و اتاق های سه چهار متری خود می نشینند و هنوز درِ خانه و تلفن همراه و گوش شنوایی برای مردم دارند و با آنکه از اسب قدرت پائین آمده اند اما آنچنان به اصل خود می اندیشند که اگر گره ای با دستشان گشوده می شود درنگ و کوتاهی نمی کنند. اگر آدرس را به اشتباه نرفته باشیم شاید بتوانیم محمد تقی رنجبر را یکی از آن مردان روزگار بدانیم که امروز حتی آن تقسیم بندیهای سیاسی گذشته را نیز بر نمی تابد و در مسیر تقاعد آنچنان می زید تا دمی به آسایش روح و ذهن خود بگذراند.

در آغاز سی و ششمین سالگرد انقلاب ۵۷ او در زمره یکی از انقلابیون منطقه محسوب می شود که شنیدن حرف های او پس از فراز و نشیب های بسیارِ انقلاب شنیدنی ست:

شما یکی از کسانی هستید که در انقلاب سال ۵۷ حضور پر رنگی داشتید،علت انقلاب از دریچه ذهنی شخص شما چه بود؟

مستشاران آمریکایی بسیاری در کشور بودند که سیاست های کلی نظام شاهنشاهی را تدوین می کردند و خود در مملکت مان آزاد بودند که هر گونه که می خواهند رفتار کنند و از سویی دیگر دلباخته نفت کشور بودند.خداوند متعال از انسان پیمان گرفته تا بار امانت اسلام را حفظ کند و یار و یاور حق گویان و حق طلبان باشد به همین خاطر علما در برابر مردم عادی تکلیف بیشتری دارند.کسی که در لباس روحانی است و خودش را مرید امیر مومنین و رسول گرامی اسلام معرفی می کند مسائل را جلوتر می فهمد.امام خمینی هم یکی از آن کسانی بود که تشخیص دادند که این حکومت چه بلایی بر سر ایران و اسلام می آورد در نتیجه مثل انبیاء علیه حکومت ظلم و جور قیام کردند تا عدل و عدالت بپا شود و ما هم از تفکر ایشان در آن برهه تبعیت کردیم.

آیا به نظر شما آن عدل و عدالتی که انقلابیون در جستجویش بودند ایجاد شد؟

بله، بعد از پیروزی انقلاب مردم توقع یک حکومت بر پایه مشی عدل و عدالت داشتند و این طبیعی بود اما انسان مجموعه ای از تضاد هاست و اگر در یک روندی به امیال و آرزوهای خواستنی خود برسد خوشبین و پرانگیزه است و اگر نرسد نسبت به آن روند یا مشی یا اتفاق، ذهنیت خوبی نخواهد داشت و حتی نعوذ بالله از خدا هم گله مند می شود چه برسد به انقلاب!اولین چیزی که پس از انقلاب نیاز داشتیم تعریف نظام و حکومت بود.حالا چگونگی انتخابات روز ۱۲ فروردین را من بحث نمی کنم.علی ای حال جمهوری اسلامی از صندوق درآمد و با ۲/۹۸ رای آورد و بعد قانون اساسی نوشته شد.قرار بود در مجلس شورای اسلامی،دولت و قوه قضائیه ما عدل وجود داشته باشد؛همان خواسته ای که در قانون اساسی و دین ما هم آمده است.«عدل» کلمه ای ست که همه پرندگان و درندگان و حتی گیاهان هم نیازمند آن هستند.ما دنبال گمگشته ای بودیم بنام عدل.وقتی من عدل نبینم پس لاجرم باید ظلم را ببینم؛بنده معتقدم ذات انقلاب در کشور ما و در سال ۵۷ خوب بوده است.اما باید ما مردم مراقب انقلاب باشیم.

وقتی از امام در فرانسه پرسیدند که مدل حکومتی شما چیست؛فرمودند: همان مدلی که در فرانسه موجود است یعنی نظامی دموکراتیک اما وقتی به ایران ورود کردند از مدل جمهوری اسلامی استفاده کردند.به نظر شما بین این دو مفهوم پارادوکسی وجود ندارد؟

خیر، اگر دین را به معنای دینی که رسول گرامی اسلام آورده اند خوب مطالعه کنیم هیچ حکومتی در دنیا دموکراتیک تر از اسلام نیست. دموکراسی یک کلمه یونانی است یعنی حکومتی که در آن مردم تعیین کننده باشند،آزاد باشند، حق رای و انتخاب داشته باشند و حکومتی که در آن عدل وجود داشته باشد.

در آن زمانی که مردم بادیه نشین عرب دختران خود را زنده بگور می کردند ما در ایران زردشت را داشتیم که بهترین دین در دوران خودش بود. ما متمدن بودیم و قانون حمورابی داشتیم، ارتش نوین،صنایع مختلف، اما پس از بعثت پیامبر اکرم ایشان شبه جزیره عربستان را از بدبختی های موجود آن زمان نجات دادند و نجات ایشان با سلاح فرهنگ اتفاق افتاد نه با زور شمشیر. طول عمر پیامبر (ص) آنقدر زیاد نبود که مکتب خود را بیش از این گسترش دهد ولی ادامه راه ایشان با ائمه هدی استمرار پیدا کرد و تا امام عصر ادامه پیدا کرده است. پس اسلامی که پیامبر اکرم آوردند با توجه به موقعیت های زمانی و مکانی امروز رنگ و لعاب دیگری گرفته است؛ پس وقتی یک مکتب در یک پروسه زمانی می تواند آبستن تغییراتی باشد، یک انقلاب نیز این پتانسیل را دارد که در یک خط سیر حرکت نکند و متحمل پستی و بلندیهایی شود. خداوند به انسانها عقل عنایت کرده است و «عقل» پیغمبرِ هر انسان است و گفته اند که هر انسانی دو پیغمبر دارد؛ یکی خاتم انبیاء و دیگری عقل خود انسان.

در واقع هر چه را که شرع بگوید عقل تایید می کند و هر چه را که عقل بگوید شرع می گوید منتها بعضی از ما بی سواد هستیم و قدرت تحلیل نداریم یا نمی خواهیم که داشته باشیم و خودمان را رها کرده ایم. مردم ما علیرغم اینکه به انقلاب رسیدند اما به عقلانیت کافی برای حفظ و نگهداری انقلاب نرسیده ند و این بر می گردد به صد سال پیش از آن که باید مدارس و دستگاههای تعلیم و تربیتی وجود می داشت تا مردم ما خود بر مبنای یک عقل قوی سیاسی و عقیدتی تصمیم گیرنده باشند.

شرایط سال ۵۷ با سال ۹۳ متفاوت است.امروز امام نیست، فرزندان امام هم نیستند و اکثر بزرگان انقلاب و مملکت را یا ترور کردند و یا از دنیا رفتند مثل شهید بهشتی و شهید باهنر و…باید تحلیل ها را در چارچوب موقعیت ها قرار دهیم ؛ مثلا در مورد همین بحث مهم ولایت فقیه مشکل ما این است که مردم ، فرد را محور ولایت فقیه می دانند اما باید ماهیت را ولایت فقیه دانست.

شما از ولایت فقیه گفتید که اتفاقا مباحث زیادی پس از انقلاب از معنا و مضمون آن در گرفت؛حالا به نظر جنابعالی در ماهیت ولایت فقیه اولویت با حکومت کردن است یا شناساندن اسلام؟

فقیه ناظر بر بنیاد حکومت است و وقتی که انسان ناظر باشد طبیعتا هر جا که انحرافی پیش بیاید دخالت می کند پس دخالت کردن نوعی از حکومت است منتها این حکومت را می گویند: «حکم حکومتی». حالا اگر قوای مقننه، مجریه و قضائیه به وظایفی که دارند خوب عمل کنند آیا رهبری یا امام خمینی باز هم تشر می زدند.شما یکبار به فرزندتان بگوئید که این کار را انجام نده اگر دوبار گفتید و گوش نکرد و وقعی قائل نشد و دیدید که در حال انحراف یا اشتباه است چکار می کنید؛ در مقابلش می ایستید و این می شود همان دخالتی که عرض کردم.اگر در قانون اساسی چیزی نوشته شده که امروز با آن مخالفت داریم در واقع آن قانونی است که از روز اول همان نمایندگان مردم نوشته اند.

ولی اگر نیاز به اصلاحات در قانون اساسی باشد طبق همین قانون قابل اصلاح می باشد نه اینکه هرگز تغییر ناپذیر نباشد.

بله، اصلاح هم به دست همین مردم است.

به فضای سیاسی امروز منطقه صومعه‌سرا برگردیم،برخی ها زمزمه می کردند که جنابعالی تصمیم دارید در انتخابات مجلس از شخص خاصی حمایت کنید؟

من هرگز همین آبروی کمی را که جمع کرده ام صرف این نمی کنم که پشت حمایت چهار تا آدمی قرار بگیرم که از عملکردشان هیچ اعتماد و اطمینانی ندارم؛بعد فردای پس از انتخابات مردم لعنت بفرستند که فلانی که خودش تجربه داشت چرا راهنمایی غلط کرد و آدرس اشتباه نشان داد.

من باید به میل خودم رای بدهم. من که نمی توانم به یک آدم که می خواهد منابع و ثروت این مملکت را چپاول کند و مردم را فریب دهد رای بدهم. من باید فکر کنم و تصمیم بگیرم، ببینید امروز آقایان دارند از ابتدا مسیر را اشتباه می پیمایند. وقتی شما از همین حالا دست به تبلیغات وسیع می زنید یعنی در زمانی آغاز به فعالیت انتخاباتی نموده اید که خلاف قانون است و وقتی از مقدمه خلاف شروع شود در میانه و پایان مسیر چه خلافهایی که اتفاق خواهد افتاد. این همه پول برای پیروزی در انتخابات هزینه می کنند تا ذهن تصمیم گیری مردم را مال خود کنند، مگر در این نمایندگی مجلس چه امتیاز و منافعی هست که حاضرند به آب و آتش بزنند و این همه خرج کنند.

به نظر من شما مطبوعاتی ها باید نشریه خودتان را از بازیهای آنها پاک و مبرا سازید و آن را در زمان خودش مورد بررسی قرار دهید وگرنه هجمه و گناه آنان را مردم بر گردن روزنامه نگاران می اندازند. اگر از روز اول مسئولان مربوطه جلوی اینگونه رفتارها و آدم ها را می گرفتند و مردم را روشن می کردند به طور حتم کار ما به اینجا نمی رسید که الان یک نامزد پولدار انتخاباتی، خیالش راحت باشد که با مقداری پول می تواند همه عقل و اراده یک انسان را بخرد و مال خود کند.

در دوران نمایندگی بنده من نه جرات سوء استفاده و نه اعتقاد به آن نداشتم. آقای هاشمی رفسنجانی در دور اول نمایندگی بنده در مجلس شورای اسلامی دستور دادند به هر کدام از نمایندگان در بالا شهر تهران ۴۰۰ متر زمین بدهید که همان زمین الان ۱۲ میلیارد تومان می ارزد اما من آن زمین را نگرفتم. .یادم می آید که زمانی کل زمین دماوند را قطعه قطعه کرده بودند و بخشیدند.فقط یک رقم ۳۰۰ هکتار موسسه کیهان گرفت که آنجا را دانشکده درست کند.باید دانشکده را می ساخت بعد اقدام به اخذ سند می کرد اما از همان ابتدا سند پلمپ گرفت و هیچ هنگام هم دانشکده ای ساخته نشد.

از مسئولان شهرستان چه انتظاری دارید؟

نه تنها من بلکه این خواسته همه مردم است که مسئولان شهرستان بر طبق قانون خدا و قوانین جاری نظام گام بردارند. الان در همین شهر صومعه‌سرا ماهیانه میلیاردها تومان پول می گیرند اما هیچ کاری انجام نمی دهند




«آژانس خبری استان گیلان – خبرگزاری گیلان»

برچسب‌ها: ، ،

ارسال دیدگاه

خبر تصویری

تازه ترین اخبار

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق است به خبرگزاری گیلان
ثبت شده در سامانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی